تبليغاتX
كُنــــــــــج ِ خيــــــــــــا ل

نیستی
و خوش بختم !

خوش بختی ِ آدمی
یعنی همین زخم های ماندگار بر روح
هر کدام مُهری ،
نشان ِ رهایی !

وگرنه مرا چه سود ؟!
در بند ِ لبخندی ،
ناگزیر محو شدنی !
در بند ِ ثانیه های بودن ...


بخت ِ خوش
یعنی
همین نبودن های ماندگار !
یعنی پرواز ...



* تیتر :  آنچه به جا می ماند / رد پایی است / و خاطره ای که هر از گاهی پس می زند / مثل نسیم سحر / پرده های اتاقت را   ...    عباس صفاری (+)

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم فروردین 1391 توسط نـیـلـــــــــوفر ( ! ) |


کدام بهار را خواب ماندم
که حالا
این طور دریغ می کنی از من
بودنت را ؟

اصلا مگر
بی تو
بهاری هم هست ؟

!نکند همین باشد ؟
 ، همین نسیم سرزده از پنجره
 ، شکوفه ها
 ، گنجشک های شاد
 ... همین لبخندها

زمستان نیست ؟!
این همه رنگ و لبخند باشد و
تو نباشی ... !


کُ نج نوشت :

  نود و یک !  ...  باید فرق داشته باشه با بقیه ، یه فرق ِ خوبی ، باید !
  دعا کنیم هم رو !


تیتر : شمس لنگرودی
نقاشی از :
simona toma

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم اسفند 1390 توسط نـیـلـــــــــوفر ( ! ) |

 

نمی خواهم درختی باشم
استوار و سبز !
یا گنجشکی
رها و شاد !
می خواهم خودم باشم
اگرچه
ضعیف و خسته
محبوس ِ لحظه ها
دور از سایه ها ...
فقط
آن قدر تو را داشته باشم
که مدام
نگران ِ نبودنت نباشم !

 

ک ُ نج نوشت : خسته شدم / از گفتن ِ آنچه / نمی شود گفت .... ( بیژن جلالی  )
 
هر چی گشتم عکسی پیدا نکردم که "نبودن" رو نشون بده ، "دل تنگی" رو ... ، اگه سراغ دارین آدرسش و بذارین برام !!

تیتر : بامداد . الف

+ نوشته شده در جمعه پنجم اسفند 1390 توسط نـیـلـــــــــوفر ( ! ) |


حواسمان به هم نیست
به تو هم !
به بهاری که دیر کرده !

این طور نگاهم نکن !
مدتهاست
دنیا روی دوشم سنگینی می کند

خسته ام !
می خواهم این زمستان بخوابم ،
به اندازه ی تمامی سالهای
به انتظار نشسته برای بهار !

بیدار که شدم
نه دنیایی باشد
نه زمستانی بی انتها
نه رد پای رهگذری


ک ُ نج نوشت : حواسمون به هم نیست !! .... ..

+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم بهمن 1390 توسط نـیـلـــــــــوفر ( ! ) |